فلسفه رواقی (Stoicism) یکی از تأثیرگذارترین و تاب‌آورترین مکاتب فلسفی در تاریخ بشر است که در اقرن سوم پیش از میلاد در آتن توسط زنون سیتیومی پایه‌گذاری شد. نام این مکتب از واژه یونانی (Stoa) به معنای «ایوان نقاشی‌شده» گرفته شده است، زیرا زنون و شاگردانشان در یک ایوان ستون‌دار عمومی به تدریس و گفتگو می‌پرداختند. تاریخ رواقی‌گری به سه دوره اصلی تقسیم می‌شود: دوره نخست (رواقی‌گری کهن) با رهبری زنون، کلئانتس و خریسیپوس که به پایه‌گذاری اصول منطق و فیزیک پرداختند؛ دوره میانی که پیونددهنده اندیشه یونانی با فرهنگ رومی بود؛ و دوره سوم (رواقی‌گری متأخر یا رومی) که درخشان‌ترین و عملی‌ترین دوران این مکتب به شمار می‌رود. برجسته‌ترین فیلسوفان این دوره عبارتند از: سنکای جوان، سیاستمدار و مشاور امپراتور؛ اپیکتتوس، فیلسوفی که در کودکی به عنوان برده زندگی کرده بود؛ و مارکوس اورلیوس، امپراتور روم باستان که کتاب ماندگار «تأملات» را نگاشت. در بُعد فلسفی، رواقی‌گری بر این فرض استوار است که جهان توسط نظمی خردمندانه و کیهانی (Logos) اداره می‌شود و سعادت راستین انسان در گرو زیستن هماهنگ با طبیعت، پرورش فضیلت، تسلط بر هیجانات مخرب و تمرکز دقیق بر امور تحت کنترل خود (دیوار درون) استوار است.